خداوند زن ها را حفظ کند - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 4:33
در هر بدبختی یی همیشه پای یک زن در میان است... آقا سیگارتون افتاد تو یقتون....ی استاد فوق العاده خوب خصوصی پیدا کردم ی خانومیه خیلی باحاله ههههههه در واقع پوست آدمو میکنهههه گگگگامروز رفتم دکتر برا سر شدن دست راستم و دوبینیم خلاصه گفت برو مغز و اعصاب ممکن از گردنت باشه از مغزتم همین طور (شاید ...ص م...
مورد سوم - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 4:33
مورد سوم سومین موردبهم گف دختره ۲۶ سالشه تو شرکت کار می‌کنه گفتم اوکیزنگ زد مامانش گف عکس پسرتو بفرسفرستاد و گفت توهم عکس دخترتو بفرس، سین کرد و همچنان بعده سه روز جواب نداد، آخر مامانم زنگ زد و مامانش گفت که گفته می‌خوام درس بخونم و ارشد بگیرم شوهر کنم نمی‌ذاره درس بخونم!خلاصه به صورت خلاصه گفتم و ...
Hard step - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 4:33
Because I'm going to never type Persian here because I have to pay more attention to English because time is limited and my time is near over Tonight I am at my brother's home and at present I lie here and writing in my weblog Oh godPlease show me right wayI'm really sad upset and stressful Tonight ...
نمی‌خواستم - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 4:33
نمی‌خواستم نمی‌خواستم این این جمله رو به فارسی بنویسم اما دیگه حسش نبود حقیقت به انگلیسی بنویسم و از این بابت متاسفم برا خودم خوب میریم واسه ادامه ک هفته‌ای که مثل یه خواب گذشت و الان که اینو می‌خوام دارم می‌نویسم مال یه هفته پیشه یعنی یه هفته پیش تموم شده با یه دختری به صورت مجازی آشنا شدم یلی اوکی...
Fluoxetine - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 4:33
Fluoxetine Hi my future heartyou know I am these days very alone and feel lonliness I try the most to prevent myself from eating the medicine but I can't help myself and to come out of depressin I have to eat itdepression!some people call me pervertsome people call me ho eysome people call me crazy ...
Still alive - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 4:33
.Hi there, I'm still alive because I don't miss my hope and eager to livingThe flouxetine that I ate it was really good medicine for depression and changed my emotions.Days go by and I just can look and wait for my bad or good destiny.It has been about 8 days that I didn't consume my medicine After ...
Destiny - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 4:33
هرچقدرم زبان خونده باشم باز هیچی جای فارسی حرف زدن رو نمیگیره و حال نمیده نمیدونم چی بگم فقط اینکه یکساله هیچ دوست جنس مخالفی نتونستم پیدا کنم سرخورده و افسردم خستم بی حالم بی انگیزمانگار تو این ۴ سال من آدم دیگری شدم و توانایی ارتباط گرفتن با جنس مخالف رو ندارمنه تیپم نه مدل حرف زدنم کسی خوشش نمیاد...
These days - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 4:33
These days I feel a void space in my heart I think god is playing with me and it isn't go a answer to my appeals. I try hard but it finally gives success to other person in front of my eyes!My sadness comes up with me specially in times I'm alone I would be break bad! Like the Breaking Bad Serial. M...
In the name of destiny - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 4:33
Yesterday, I mean is friday, I wanted to go my shop about 17 afte oon but just before I go out, my mother called me and told me I need some milk from a stable near Baraghan river. I confirmed her spoke and we went on the way. during the way my mother told me about going to the nutritionist to catch ...
The night my nurse is not awake - تاریخ: 1402/1/21 ساعت: 19:22
After months reading English, tonight, i fell English typing is almost easier than Persian okay anyway right now i say my speech.Tonight my girlfriend friend is too tired and it seems that she was bored with me and maybe for this reason she preferred to speak lower me and get sleep ok she is asleep ...
- تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 14:58
to be honest with you i don't wish to say this words. but however i will say it to be stay...i have a second heart Z = boom z=boomz z boom boommy heart sound! + نوشته شده در سه شنبه سوم آبان ۱۴۰۱ ساعت 23:59 توسط  |  Adblock test (Why?)
ز پ ل شک - تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 16:27
علاقه مندان به صنعت هوافضا توجه کنن یک ماهه که با ی دختری اشنا شدم از طریق چت :)خلاصه امشب  ازون شباس کلی ادم دوره برت، ولی دلم تنهاس دلم دلم تنهاس خخخلاصه که ۳ بار باهاش رفتم بیرون ۱ بار کوه- یک بار تا دکتر بردمش- یک بار رفتیم تا پارک نشستیم یکم بعد رفتیمتنها ارتباطمون دست دادن بوده صفحه سازی نکنید...
تو که موندنت به ی ریدن من بنده! - تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 16:27
نمیخواستم بنویسما ولی خب دوسداشته به یکی بگم ولی خب کسی نیست یعنی هستا فردی نیست که من بخوام صحبت کنم راجع بش باهاشخب در 2 روز اخیر، دو نفر رفتن! یکی بعده دو هفته یکی بعده 1 روز قبلا هم بودن اوناهم تقریبا به همین دلیل رفتن خواستم بگم:تو که رفتنت به ی ریدنِ من بنده...خب برو! هرری نکبتی مشت یابو که وق...
که اینطور-جالبه-بله شما درست میگین-حق با شماس-درسته-عجب - تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 16:27
همه چیزو نباید نوشتدیروز سلسله اتفاقات بد افتادبا خودم قرار گذاشتم دیگه با میلاد بیرون نرم واسه همینم دیگه بهش زنگ نمیزنمولی اون دیشب زنگ زد بعد ۴ روز گفت بریم بیرون گفتم اوکیرفتیم تالاره عروسی رو نشونش بدم اول کوچرو رد کردیم بعد گفتیم از کوچه بغلی میریم تو رفتیم تو ازون ور بیایم سمت این تالاره دیدی...
italy - تاریخ: 1399/1/15 ساعت: 14:21
800 death in italy at just one dayits a tragedyvery badvery badim very upsetgod help them god please help themdays have not good newseverything is relatively bad2020at all not a good yearlast year also 800 تا کشته ایتالیابیچاره هاچه اتفاقی داره میوفته اونجا اخه
حسودی - تاریخ: 1398/12/2 ساعت: 8:41
تو هرکاری کنی باز ی عده خوششون نمیاد مهم نیست اون کار چی باشه چ درست چ غلط چ محشرباز ی عده خوششون نمیادحتی کاره خیرم کنی باز ی عده خوششون نمیاداین طبیعی یه چون عقاید و سلایق و محیط های زندگی و شخصیت هرکس متفاوته با دیگریو بخیل بودنم خب بی تاثیر نیست
اهمیت دادن - تاریخ: 1398/12/2 ساعت: 8:41
تجربه دیگر!اهمیت دادن زیاد به هرکس باعث نتیجه برعکس میشه!مثال عملی: رفتم پی وی یکی و خب طرف منو نمیشناخت و منم شروع کردم حرف زدن در حد شاید 10 خط براش نوشتم و خب اون بدون توجه بلاک کرد!مثال عکس العملی
کد تایمر واچ داگ - تاریخ: 1398/12/2 ساعت: 8:41
//watch dog#include //watch dog setupwdt_enable(WDTO_8S);//loopSerial.flush();//khali kardane bufferwdt_reset();
اوه پسر - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 0:51
خب ی شبه دیگه و من اومدم که براتون استنداپ کنم تمام پلن هارو انجام دادم خب به نتیجه رسید؟ نه نرسید چرا تو که داشتی درست میرفتی چیشد؟ نمیدونم خب نتیجه گیری این شد که خب چون راهنما نداشتم اینجوری شد ال
تجربه - تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 0:51
من یزمانی دیوونگی کردم من تو چ حالی دیونگی کردم اما دیگه بسته این آخرین باره برو نمیخوام که هوا برت داره اصلا حال نوشتن ندارم شاید چون خداروشکر همه چیز خوبه ترجیح میدم چیزی ننویسم